| بیاد آور غم روز جدایی را |
من از روز ازل، ديوانه بودم ديوانه روي تو، سرگشته کوي تو سرخوش از باده ي، مستانه بودم در عشق و مستي، افسانه بودم نالان از تو شد چنگ و عود من تار موي تو، تار و پود من بي باده مدهوشم ~ ساغر نوشم ~ ز چشمه نوش تو مستي دهد ما را ~ گل رخسارا! ~ بهار آغوش تو چو به ما نگري ~ غم دل ببري ~ کز باده نوشين تري سوزم همچون گل، از سوداي دل دل، رسواي تو، من رسواي دل گرچه به خاک و خون ~ کشيدي مرا ~ روزي که ديدي مرا باز آ که در شام غمم ~ صبح اميدي مرا ~ صبح اميدي مرا |
به کسي عشق بورز که لايق عشق
باشد
نه تشنه ي عشق
چون تشنه روزي سيراب مي شود.

بی تو يک عمر فرصت برای گريستن دارم اما برای تماشای تو همين يک لحظه باقی است.

عجب روزگاریه!به عاشق میگن دیوونه و به دیوونه ها میگن عاشق.وقتی زنده ای،تنهایی و وقتی میمیری،دسته دسته به ملاقاتت میان.تمام عمر دنبال خوشبختی هستیم و وقتی به اون میرسیم که دیگه زندگی مون تموم شده.اخه دنیا همینه؟!!

وقتی رفتی،هر چه را که متعلق به تو بود از بین بردم؛تمام یادگاری ها،هدیه هاو ....اما خاطراتت به هیچ قیمتی ترکم نمی کند.بگو با انها چه کنم؟
بگو


ای مرغ سحر! عشق ز پروانه بياموز
كان سوخته را جان شد و آواز نيامد
اين مدعيان در طلبش بي خيزان اند
كان را كه خبرشد،خبري باز نيامد
اي برتر از خيال و قياس و گمان و وهم
وز هرچه گفته اند و شنيدم و خوانديم
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده ايم
اولین آپدیتمه در مراحل بعد این وبلاگ بهتر میشه![]()
![]()

